جمعه 1 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:26 :: نويسنده : niloofar
سوال : شما یك روزتون رو برای عشقوتون برنامه ریزی كنید تو این برنامه عشقتون رو كجا می برید ؟؟ هیونگ جون : خوب من می برمش رستوران برای خوردن سوپ دامپك هیون جونگ : خوب من باهاش میرم جیجو درست در فصل جشن غذاهای دریایی و برداشت میوه سال .. من اونو به این فستیوال زیبا می برم یونگ سنگ : خوب من با اون مثل یك شاهزاده خانم رفتار می كنم .. یك لیموزین كرایه می كنم و اونو به بهترین رستوران كره دعوت می كنم بعد همه جای میز شام رو پر می كنم از گل رز … خوردن غذا خودشم با حالتی بسیار رمانتیك بعد هم به جایی كه خودم دوست دارم می برمش و ستاره ها رو تماشا می كنیم و در گوشش عشقم رو نسبت بهش زمزمه می كنم در تمام شب كیو جونگ : اونو به یك جای شلوغ می برم بعد دستش رو میگیرم و به همه مردم نشون میدم كه چقدر دوستش دارم بعد در گوشش ترانه عشقمون رو می خونم بعد براش یك قوطی شیرینی می گیرم تمام وقتم رو در اونجا باهاش قدم می زنم جونگ مین : خلاصه وار .. یه شب پر حرارت و به یاد ماندنی با حضور زیبایش برایش رقم می زنم … (خلاصه/مفیدومختصر سوال : تا حالا شده یه كار احمقانه انجام بدین و عشقتون رو به یه نفر اعتراف كنین ؟؟ كیو جونگ : شما از یونگ سنگ بپرسین كه تو این كار تخصص داره . یونگ سنگ : نه بابا من تجربه زیاد ندارم من كسی رو كه دوست داشتم خواستم بهش بگم اما وقتی به صورتش نگاه كردم كلمات گم شد پس تصمیم گرفتم یه ترانه براش بنویسم . نوشتم و خوندم با صدای خودم براش ضبط كردم اما هیچ وقت اون نوار و ترانه رو بهش ندادم . هنوز بعضی وقت ها به اون ترانه فكر می كنم هیونگ جون : خوب من یه بار شجاعتم رو جمع كردم تا بهش اعتراف كنم اول یک جعبه شكلات گرفتم بعد یه نفس عمیق كشیدم . رفتم كنارش و اول شكلات رو بهش دادم و خواستم بگویم كه .. كه شكلات رو به سینه ام كوبید و بعد از كنارم رد شد و با شدت عصبانیت فریاد زد : برو گم شو بعد دوباره فریاد زد هیون جونگ : من كلا اعتراف نمی كنم .. جونگ مین : نگاه من كلا اعتماد به نفس بالایی داره !!اما معمولا در این موارد خیلی ترسو هستم وقتی بخوام به یه نفر بگم دوستش دارم تمام بدنم میلرزه . (اخی!! كیو جونگ : من و نونا دوست های دبیرستانی بودیم .(این سابقه داره) اما جریان من مثل ترانه لی سانگ جی هست ! من هی با خودم می گفتم نونا زن زندگی من هست اما اشتباه می كردم بعد از مدتی فهمیدم كه ما اصلا برای هم ساخته نشدیم . او مردی رو می خواست كه مزرعه دار باشد (کیو جان فکر نمیکنی یه ذره دهاتی بوده؟)من فردی رو می خواستم كه حسود نباشد اولین اعتراف من به نونا بود .اما به نظر من بزرگ ترین اشتباه من بود حالا هم امیدوارم نونا خوشبخت باشه(اخی بمیرم) سوال : همسر آینده شما باید چطور باشد (( چه خصوصیاتی داشته باشد )) ؟! هیون جونگ : خوب باید خیلی اعتماد به نفس بالایی داشته باشد. زیبا باشد از همه مهم تر چشمان زیبایی داشته باشد و مهترین چیز هم به كار من احترام بگذارد .. جونگ مین : مادر خوبی باشد ( هنوز ازدواج نکرده به بچه فکر میکنه هیونگ جون : مثل یك دوست برای من باشد . در كارها و مخارج خانه با من همكاری كند(یعنی بره بیرون کار کنه؟ یونگ سنگ : یك شریك زندگی كه در نگاهش زندگی رو ببینم .. با نگاه او زندگی كنم .. و با نفسش و حضورش احساس خوشبختی و شادی كنم .. كیو جونگ : دوست ندارم زندگیم با مشغله كاریم قاطی بشه . كسی كه بتونه این دو دنیا رو از هم جدا كنه و من وقتی پا به خانه می گذارم وارد محیطی آرام و زیبا و شاد بشم دور از تمام مشغله های كاری اون روز .. ! نظرات شما عزیزان:
س. من عشق کره و خصوصا دابل اس هستم از اینکه اینو گذاشته بودی ممنون.
راستی لینکت هم کردم
وای خیلی ممنون بازم از این مصاحبه ها بذارب سیار جالب بودن.یونگ سنگ خیلی پسر خوبیه من خیلی دوسش دارم
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
خيلي خيلي خيلي كوماوا!تو رو خدا بازم از اين مصاحبه ها بزاريد
هيونگ عشقه........
خيلي خيلي خيلي كوماوا!تو رو خدا بازم از اين مصاحبه ها بزاريد
هيونگ عشقه........ ![]()
![]() |